۲۸ دسامبر ۲۰۰۹ — همگی رسانه های فرانسوی از درگیریها در ایران خبر می دهند حال آنکه رابطهای ما در آنجا (تهران، اصفهان و مشهد) از یک ″بازی برای مشروعیت دادن به جنبش سبز‟ سخن می رانند، جنبشی دروغین، هوادار خمینی و مخالف هرگونه کوتاه آمدن در مسئلۀ اتمی. این رابطها چنین می پندارند که اگر جز این بود، رژیم هرگز ”کشتهها“ را که قربانیانی لازم هستند، تأئید نمی کرد. از اینروست که بنا بر این شدیم تا همۀ ویدئوهائی را که در این رابطه پخش شده است منتشر سازیم و نشان دهیم که این جریان جز یک فیلم سینمائی بیش نیست و به دور است از یک خیزش راستین که آرزویش را داریم.
آنچه در اينجا می خوانيم روشنگری در مورد نقشی است که شاپور بختيار در دروان کوتاه نخست وزيری خود در جهت سقوط شاهنشاهی ايران ايفا کرد:
بدين منظور و برای شناختی صحيح از تاريخ ايران «برنامه دولت بختيار» را بطور کامل در اينجامی آوريم تا جوانان در بند و گرفتار ايران با چهره واقعی شخصی که تير خلاص را به کشور ايران زد آشنا شوند.
در گذشته همانند امروز، يک گروه از طرفداران غربی آخوندها همواره در اين تلاش بوده اند تا مدعی شوند نوعی دموکراسی در ايران وجود دارد، که انتخاب رژيم و اعضا اداره کندده را شامل می شود، دراختيار مردم است و خواست مردمی بحساب می آيد.
ما اينبار نيز جان سالم بدر خواهيم بود و بر اين فاجعه تيره پيروز خواهيم شد و استوراتر و مصمم تر و قوی تر براه خود ادامه خواهيم داد، زيرا که ما ايرانی هستيم.
چندی است کانال يک تلويزيون شهرام همايون و سعيد قائم مقامی که به تلکه کردن مردم به قيمت جان و کتک خوردن جوانان ما مشهور شده اند با الم شنگه و با شعار "ما هستيم" دست به راه اندازی تظاهرات مشهد، شيراز تهران و اصفهان و و زده است و برخی که با يک مويز گرمشان می شود و با يک غوره سرديشان می کند هم به اين عوامل بيگانه پرست چسبيده اند و هوار وهياهو راه انداخته اند.
مردمی که در 30 سال گذشته سيلی محکمی خورده است، و هزار غنچه پرپرشان پرپر شده و خونشان به زمين ريخته شده ديگر حاضر نيستند به هر بهانه ای جان خودشان را کف دستشان گذاشته و بيرون بريزند.
می گفتند که همه حرف ها نواره، ديگری می گفت نوار که پا نداره... اين چند نفر هم ادای آن زمان را در می آورند و می خواهند يک سيلی جانانه ديگری به صورت مردم بزنند و يک جمعه ديگری بپا کنند.
به نام و به یاد زرین تاج طاهره قرةالعین که به سال ۱٨٥٠ نخستین بار در تاریخ ایران اسلامی، در برابر هزاران دوست و دشمن، خود دلاورانه پرده از سر برگرفت و اعلام داشت: «حجاب حرام است»!
این نوشته تاریخچه ایست در منش و روش روحانیت به دوران قاجار. از نیمۀ یکم سدۀ نوزده تا سرآغاز سدۀ بیستم که بخشی از مشروطیت و قانون اساسی را نیز در بر می گیرد.
شاید باور این که این عده ای حتی یک بار هم قانون اساسی مشروطیت را نخوانده باشند کمی سخت و دشوار باشد؛ اما این چنین است و آنها حتی یکبار هم قانون اساسی مشروطیت را نخوانده اند ولی بر اساس ضرب المثل فرانسوی که دروغ را اگر دو بار بگویید راست میشود عمل می نمودند و شوربختانه آنچه به دیگران انتقال می يافت گيرندگان را هم تشويق نمی کرد تا زحمت خواندن قانون اساسی را به خود بدهند و طوطی وار مطلب آنها را باز گو می کردند و؛ می کنند.
در چنین روزی در سال ١٣٥٧ ه ش شماری از اعضای کانون نویسندگان ایران با امام امت ملاقات کردند . در این نشست خانم سیمین دانشور و آقایان محمد قاضی ، باقر پرهام ، غلامحسین ساعدی ، شیخ مصطفی رهنما ، منوچهر هزار خانی ، سیاوش کسرایی ، نعمت میرزاده ، جمال میر صادقی ، فریدون تنکابنی ، اسماعیل خویی ، محمد علی سپانلو ، محمد یلفانی ، جواد مجابی بزرگ پور ، جعفر مختاری ، فریدون فریاد ، اسفندیار فرد و جلال سرافراز حضور داشتند .
هرروز که نو می شود، بيشتر از پيش پی می بريم آنچه در مورد امير عباس فخر آور، طبرزدی، اکبر گنجی، شيرين عبادی، عطری، افشاری، زرافشان، سازگارا، حقيقت جو و بقيه گفته شده درست بوده وفقط گروهی که بزودی گول می خورند و ترفند های پروپاگاندای جمهوری اسلامی که در لندن طراحی می شود را نمی شناسند آنرا میپذيرند.
رویاروئی آمریکا با جمهوری اسلامی، داستان کهنۀ تجزیۀ ایران را نو کرده است و از گوشه و کنار، زمزمۀ «خلقها» دوباره به گوش میرسد. یکی از این خلقها، ترکها هستند که با راهانداختن روزنامه و تارنما، یاد پیشهوریها را زنده میسازند. از این جنبوجوش، ایرانیان میهندوست به هراس افتادهاند و از خود واکنشهائی نشان میدهند. بیگمان، جدائی آذربایجان از ایران مسئلهای است جدّی و بسیار امکان پذیر که از آن نباید سرسری گذشت. اما پانترکیسم (Pan-Turkism) خود ترسی ندارد چون همانگونه که نشان داده خواهد شد برپایههای بسیار سستی بنا گشته. پانترکیسم در واقع بهانهای بیش نیست و اگر وجود نداشت، برای جدائی آذربایجان بهانۀ دیگری تراشیده میشد. پس، برای پیکار با جدائیخواهی، نیازی نداریم به نشان دادن اینکه آذربایجان ترک نیست و ایرانی است. آن چیزی که آذربایجان، بلوچستان، خوزستان، کردستان، گیلان و حتی اران، ارمنستان، افغانستان و تاجیکستان را به ایران پیوند خواهد داد نیروی جاذبۀ ایران خواهد بود. امروز تنها نیروئی که از این بوم بیرون میزند، نیروی گریز از مرکز است و در چنین وضعی، هیچ چسبی نخواهد توانست جلوی پراکنده شدن اندام ایران را بگیرد.
اين فیلم مربوط به انفجار سال ۱۳۸۲ در نيشابور می باشد که رژيم اسلامی قصد داشت زباله های اتمی را به روسيه بفرستد که در اثر آتش سوزی قطار منفجرشد و تمام منطقه را نابود کرد.
اين فيلم بسيار دلخراش است لطفا کودکان و افراد بيمار را از ديدن ان بازداريد.
ضمنا اين فيلم اجازه انتشار نيافته و جهت افشاگری بيرون درز کرده است.
رضا پهلوی فرزند شاه ايران،هفته پيش به ويراستار نشريه وقايع انسانی "هومن ايونتس" گفت در دو سه ماه آينده اميد وار است تشکيل سازمانی را به پايان رساند که هدفش سرنگون کردن رژيم جمهوری اسلامی است و جايگزينی آن با يک حکومت دموکراتيک
آقای امير فيض امضا کننده نامه پيوست يکی از افراد بسيار فرهيخته و روشن به امور ايران می باشد و سال ها است روزنامه وزين "سنگر" را به چاپ ميرساند. ايشان حقوق دان و متخصص در امور مربوط به دادگستری هستند. نوشته های وزين ايشان همواره زبانزد مردم ايرانی بوده است.
بی گمان در تاریخ تحولات اجتماعی ملتها ؛، آنچنان که در نوشتارهای فاقد اعتبار تاریخی و بررسی زندگانی چهره های برجسته و متمایزی که از خدمتگزاران راستین این مرز و بوم بوده اند ، ستم رفته و واقعیتهای ملموس و عینی تاریخی بیرحمانه مورد تحریف و دگرگونی بدون منطق و سفسطه گرانه ای قرار گرفته در هیچ سرزمین دیگر چنین رویدادی پیشینه ی همانندی نداشته است.
دکتر هوشنگ نهاوندی نویسنده و پژوهشگر، مدت هفده سال استاد دانشگاه پاریس بوده است. او پیش از انقلاب، وزیر آموزش عالی و مسکن و آبادانی بود. وی همچنین رئیس پیشین دانشگاه های شیراز و تهران بوده است. آقای نهاوندی کاب های متعددی درباره ایران نوشته و چند سال پیش آکادمی فرانسه به کتاب شاه عباس امپراطور ایران وی جایزه ای اهدا کرد. او اکنون کتابی ششصد صفحه ای درباره تاریخ معاصر ایران به زبانهای فرانسوی و انگلیسی زیر چاپ دارد.